خرم آن دم که مرا بر سَرِ تابوت بَرند تا که فارغ شوم از همهمه یِ این دنیا خرم آن دم که من از غصه رها می گردم خرم آن دم که شود دفن تنم در صحرا تا که راحت بشود این دل آغشته به غم تا به پایان برسد ماتم و سوز و سرما ای دو صد مرتبه بر بخت دلِ من لعنت که چنین کرد مرا خار و حزین بی پروا کاش آن نطفه ی نحسی که منم پایانش خشک می شد ز کمرگاهِ پدر آن شب ها سرگشته #سهراب_عرب_زاده منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کریستالبافی سارا توسی فلزیاب حرفه ای 09102191330 koreafilmdl.loxblog.com انجمن بیوتکنولوژی پزشکی